تبليغاتX
دانشگاه صنعتی سهند
سلام دوباره بر قلم 

تصمیم گرفته بودم که ننویسم. ننویسم که در چه لجن زاری زندگی می کنیم . ننویسم که ما حتی معنی اتحاد را نیز نمی دانیم که بخواهیم متحد شویم. ننویسم که هنوز احترام متقابل را یاد نگرفته ایم. ولی حالا می خواهم بنویسم که اگر ننویسم کوتاهی نموده ام. بنویسم از فقر فرهنگی دانشگاهمان.

زمانی که باید دختر و پسر در کنار هم باشند تا از این بیابان خود را نجات دهند نه تنها این کار را نمی کنند بلکه به تخریب همدیگر می پردازند.بغض گلویم را می فشارد زمانی که وصف جلسه شورای واحد سیاسی- اجتماعی انجمن اسلامی به مناسبت روز جهانی زن را میشنوم. چرا باید به جای اینکه در کنار هم باشیم به صف آرایی در مقابل هم اقدام کنیم.

البته این صف ارایی از زمان تحصن سال پیش آغاز شده که در آن زمان اختلاف بین دانشجویان بالا گرفتو حتی کار به جایی رسید که انجمن اسلامی و شورای صنفی دانشجویان که باید در کنار هم در مقابل زورگویی های دانشگاه و به نفع دانشجو قرار گیرند رودرروی هم ایستادند. صحن دانشگاه به جبهه جنگ شورا و انجمن اسلامی تبدیل شده بود. جلسات داستانخوانی به عرصه ای برای به رخ کشیدن معلومات تبدیل شده و این اختلاف به جلسه شورای واحد انجمن نیز کشیده شد.

حال از آن روشنفکر عزیزی که با سخنان غرای خود جو مجلس را بر بر هم زدند این سوال را دارم:

چه هدفی از ایراد آن سخنرانی زیبا! داشتید؟ وآیا شما را باید در صف دانشجویان دید و یا دست در دست مسئولان دانشگاه؟ چرا که شما دقیقا همان کاری را انجام دادید که مسئولان دانشگاه آنرا می خواهند.

بهتر است زین پس به جای تخریب همدیگر به نقد آنان بپردازیم، چرا که نقد باعث بالندگی، شکوفایی و ایجاد تحرک در این محیط خاموش می شود.

در خاتمه از دوستان تقاضا دارم که مرا در نوشتن این وبلاگ یاری کنند وبا نظراتشان ایرادهای مرا گوشزد نمایند    

|+| نوشته شده توسط رها در 11 Mar 2007 | موضوع:
بالا